کسي نبود که به ما بگويد:
هـِي ! عمــو!
زندگي همين است!
همين تلويزيون ِ آر.تي.آي ِ سياهُ سفيد!
همين ميگرن هاي موروثي!
همين هار شدن ِ بخاري نفتي!
همين جستُ خيزها وُ خنده هاي بي دليل!
آري ! کسي نبود که به ما بگويد !
تا ما هميشه ندانيم ،
همين کلکِ زمان است تا بگذردُ بگذري!
و اين چنين شد که گذشتُ گذشتيم...
تو يادت مي آيد؟
دیگه دارم کاملا ْ به قوانین مورفی ایمان میارم! فک کن هنوز یک ساعت از تحویل سال نگذشته باشه که ...
یکسال گذشت ...
تعطيلاته داريم؟
تو عمرم تا حالا اینقدر unstable نبودم! واقعا ْ خودمم نمیدونم دارم چیکار می کنم!ظلمی رو که به دیگران کردم رو فراموش نمی کنم.
استاد ببر رو نمودار!
همیشه سر جلسه امتحان با دیدن سوال ها به این فکر می افتم که اگر یک روز بیشتر ، فقط يك روز بيشتر! وقت بيشتر واسه درس خوندن داشتم (به قول دكتر : داشته بودم! ) به همه ي سوال ها جواب مي دادم ...

