هزار راه نرفته...
اين ايام فرجه (تعطيلات قبل امتحانات) هم داستانی دارد! هر وقت که ما اراده کردیم یه کم از دنیای خودمان فاصله بگیریم و بشینیم سر درس نشد که نشد! هر سال قبل امتحان ها به خودمون کلی وعده و وعید می دیم که این ترم دیگه می خوام فرجه رو از دست ندم ولی ...ولی این ترم که واقعاْ تصمیم کبری رو گرفته بودم که این دو سه هفته رو از دست ندم که هفته اول به مسافرت گذشت و چند روز باقیمانده رو هم از بیماری زمستانی بی نصیب نماندیم!دیگه این آنفولانزا بد جور کلافه ام کرده،آخه دوره بيماري هم حدي داره ديگه! انگار هيچكس راضي نيست ما درس بخونيم،اثلا ً مارو چه به درس خوندن!پس شب امتحانو براي چي خلق كردن؟ولي خدا كنه حداقل شب امتحانو ديگه با آنفولانزا سپري نكنم...