لبخند اجباری

بعضی وقت ها شده دوست نداشتم چیزی (یا کسی) رو داشته باشم ولی آنقدر اطرافیان تو مضیقه ام گذاشتن که مجبور شدم با اکراه اونو مال خود کنم و بعد حسرت بخورم و بگم ای کاش این کارو نکرده بودم. ولی نمیشه ، هر وقت كه فشار زياد مي شه سخت مي شه تصميم گيري كرد...

من موندم اين اخلاق من مورد داره يا ديگران!هر جايي كه قدم مي ذارم ميگن فلاني با فلاني ارتباط داره،حالا بيا حاليشون كن كه من هيچي، يكي دو ماه مهمونم تو جمعتون فلاني بدبخت چه هيزم تری به شما فروخته...

اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است

عکس های جالب

رییس مجلس سر به زیر

بقیه در ادامه

ادامه نوشته

اسارت انسان را به جنون می کشاند  

 

 

هرگز به کسی دل نبند زیرا دل بستن اسارت است

 واسارت انسان را به جنون می کشاند .

هرگاه کسی را دوست داری بگذار که برود

واگر بازنگشت بدان که از همان اول مال تونبود

 

 

علی شریعتی

کسانیکه تن به هر ذلتی می دهند تا زنده بمانند

مرده های خاموش و پلید تاریخ اند.

 

 وقتی در صحنه ی حق وباطل نیستی

هر کجا خواهی باش ، چه به نماز ایستاده باشی

چه به شراب ،هر دو یکی است .

 

 قناعت یعنی " آزاد شدن از زیر اسارت مصرفهای

تحمیلی و مصنوعی "نه به کم ساختن و

فقر پرستی که این خود ذلت است.

 

 دعا هرگز جانشین وظیفه نمی شود .

 به  پذیرفتن آنچه را که پذیرفتنی نیست

مومن شدن، عین خریت است.

 

وقتی زورجامه تقوا می پوشد فجیع ترین

شکل تاریخ بوجود میآید .

 

 

آگاه باشیم تا با اشباع علمی،خود را از نظر فکری

اشباع یافته احساس نکنیم .

 

 آدمی می تواند خود را بکشد،اما نمی تواند

تصمیم بگیرد که نفهمد!

تنها

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم

 تا دوست را به ياري نخوانيم،

 

براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند

 

طعم توفيق را مي چشاند

 

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

 

و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن

 

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن

 

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند

 ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند

 

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است

 

" تنها" بودن ، بودني به نيمه است

 

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم

دیدگاه

 

خدایا همواره تو را سپاس می گذارم که هرچه در راه تو و پیام تو پیشتر میروم بیشتر رنج میبرم

آنها که باید مرا بنوازند میزنند

آنها که باید همگام باشند سد راهم می شوند

آنها که باید حق شناسی کنند حق کشی میکنندد

آنها که باید دستم را بفشارند سیلی می زنند

آنها که باید در برابر دشمن دفاع کنند بیش از دشمن حمله میبرند

آنها که باید در برابر سم پاشی های بیگانه ستایشم کنند تقویتم کنند امیدوارم کنند تبرئه ام کنند سرزنشم می کنند تضعیفم می کنند نومیدم میکنند و متهمم می کنند  رانده شوم تا تنها امیدم تو شود

تا در راه تو از تنها پایگاهی که چشم یاری دارم و پاداشی نومید شوم و چشم ببندم

تا چشم انتظارم تنها به روی تو باز بماند تنها از تو یاری می طلبم تنها از تو پاداش میگیرم و در جسابی که با تو دارم شریکی دیگر نباشد تا تکلیفم با تو روشن شود تا تکلیفم با خودم روشن معلوم شود تا حلاوت اخلاص را که هر دلی اندکی چشید هیچ قندی در کامش شیرین نیست بچشم